تفسير و پيام آيات نماز در قرآن
  صفحه اول -> آيات نماز
چاپ صفحه
ارسال صفحه براي دوستان
تفسير و پيام آيات نماز در قرآن1390-1-31

مقدمه:

در قرآن مجید آیات زیادی درباره‌ی نماز بیان شده و هر كدام از آن‌ها بیانگر اهمّیّت و ارزش خاص و جایگاه رفیع این عبادت مهم در پیشگاه خداوند است و آیات مربوط به نماز هر كدام تفسیر و پیام خاصی دارد. بعضی از آن‌ها به اهمّیّت بعد معنوی و ملكوتی نماز پرداخته و برخی از آیات نماز را مایه‌ی آرامش دل‌ها دانسته و تعدادی، نماز را عامل باز دارنده از زشتی و پلیدی معرفی نموده و بخشی دیگر نیز به بررسی نماز در ادیان گذشته و همراهی آن با عبادات دیگر از قبیل حج، جهاد، زكات و عدالت اجتماعی پرداخته است.

نكات قابل توجه:

1ـ تفسیر آیات نماز اقتباس شده از تفاسیر مجمع البیان، المیزان و نمونه و نور می‌باشد.

2ـ محور اصلی مباحث این مجموعه تفسیر نمونه است، چون این تفسیر از چهارده تفسیردیگر استفاده كرده، ولذا اگر نكته‌ای در تفسیر نمونه بیان نشده بود از تفسیر المیزان و مجمع البیان وتفسير نور استفاده كرده‌ایم تا از تكرار پرهیز شود.

ـ امیدوارم بتوانیم از آیات نماز به خوبی استفاده كرده و باعث حركت ما به سوی كمال نماز شود.

 

1- نماز جزء برنامه هاي حكومت اسلامي:

الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ

الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور:

یاران خدا كسانی هستند كه هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارند و زكات را ادا می‌كنند و امر به معروف و نهی از منكر می‌نمایند و پایان همه‌ امور از آن خداست. (حج ، 41)

ـ این آیه خطاب به یاران خدا است كه در آیه‌ قبل وعده یاری به آنها داده شده است و مقام و اوصاف مؤمنین را بیان می‌كند.

ـ آنها هرگز پس از پیروزی، همچون خودكامگان و جباران به عیش و نوش و لهو و لعب نمی‌پردازند و در غرور و مستی فرو نمی‌روند؛ بلكه پیروزیها و موفقیتها را نردبانی برای ساختن خویش و جامعه قرار می‌دهند. آنها پس از قدرت یافتن، تبدیل به یك طاغوت جدید نمی‌شوند، ارتباط‌شان با خدا محكم و با خلق خدا نیز مستحكم است؛ چرا كه نماز سمبل پیوند با خالق است و زكات، رمزی برای پیوند با خلق، و امر بمعروف و نهی از منكر پایه های اساسی ساختن یك جامعه‌ سالم محسوب می‌شود.[1]

ـ همین چهار صفت برای معرفی این افراد كافی است، و در سایه‌‌ آن سایر عبادات و اعمال صالح و ویژگیهای یك جامعه‌ با ایمان و پیشرفته فراهم است.

ـ مؤمنان تنها قبل از پیروزی به در خانه‌ خدا نمی‌روند بلكه بعد از پیروزی هم به مقتضای (الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ...) رابطه‌ خود را با او همچنان محكم می‌دارند و پیروزی بر دشمن را وسیله‌ای برای نشر حق و عدالت و فضیلت قرار می‌دهند.

ـ در بعضی از روایات اسلامی آیه‌‌ فوق به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و یارانش یا آل محمد به طور عموم تفسیر شده است. چنانكه از حدیثی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌خوانیم كه در تفسیر آیه‌ (الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ) فرمود: این آیه تا آخر از آن آل محمد و مهدی و یاران او است.

ـ خداوند شرق و غرب زمین را در سیطره‌ حكومت آنها قرار می‌دهد آیینش را آشكار می‌سازد و به وسیله‌ مهدی ـ علیه السّلام ـ و یارانش بدعت و باطل را نابود می‌كند آن چنان كه تبهكاران حق را نابود كرده بودند و آن چنان می‌شود كه بر صفحه‌ زمین اثری از ظلم دیده نمی‌شود چرا كه آنها امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند.[2]

این احادیث بیان كننده‌ مصداقهای روشن و آشكار است و مانع عمومیت مفهوم آیه نیست بنابراین مفهوم گسترده‌ آیه، همه‌ افراد با ایمان و مجاهد و مبارز را شامل می‌شود.

ـ یكی از صفات مؤمنین این است كه اگر در زمین تمكنی پیدا كنند و در انتخاب هر قسم زندگی كه بخواهند به آنها آزادی داده شود، و در میان همه‌ انواع و انحاء‌ زندگی، یك زندگی صالح را اختیار می‌كنند و جامعه‌ای صالح بوجود می‌آورند كه در آن جامعه نماز به پا داشته می‌شود و زكات داده می‌شود، و امر به معروف و نهی از منكر انجام می‌شود.

ـ ‌اگر از میان همه‌ جهات عبادت، ‌نماز را و از میان همه‌ جهات مالی، زكات را نام برده بدین جهت است كه این دو در باب خود، عمده آن باب هستند.[3]

ـ زجاج گوید این آیه‌ وصف كسانی است كه خدا را یاری كنند.

و لله عاقبه ‌الامور عاقبت كارها به دست خدا است، این جمله نظیر (الی الله ترجع الامور) است، یعنی هر ملكی و حكومتی و قدرتی باطل می‌شود جز ملك و حكومت و قدرت حق و سرانجام همه‌ امور به دست خدا می‌افتد.[4]

اهمیت حكومت اسلامی و احیاء نماز و زكات و امر به معروف و نهی از منكر

در تفسیر المیزان آمده: مراد به تمكین آنان در زمین این است كه ایشان را در زمین نیرومند كند به طوری كه هر كاری را بخواهند، بتوانند انجام دهند و هیچ مانعی یا مزاحمی نتواند سد راه آنان شود.

ـ در صورت داشتن قدرت و اختیار،‌ اجتماعی صالح به وجود می‌آورند.

ـ مراد به مؤمنین، عموم مؤمنین آن روز بلكه عامه مسلمین تا روز قیامت است. عالی‌ترین جامعه‌ای كه در تاریخ اسلام تشكیل یافت جامعه‌ای بود كه در عهد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در آن جامعه نماز به پا شد.[5]

پيام‏ها [6]

1 يارى خداوند از طريق احياى دين اوست. «وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»، «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ» ...

2 امر به معروف و نهى از منكر، به قدرت نياز دارد. «مَكَّنَّاهُمْ»

3 پيروزى مؤمنان، زمينه‏ى بندگى و تعاون مالى و فرهنگى را فراهم مى‏كند و غفلت و غرور را از بين مى‏برد. «إِنْ مَكَّنَّاهُمْ» ...

4 براى مؤمنان، تمام زمين يكسان است، آنان هر كجا كه توان دارند هدف مقدّس خود را پياده مى‏كنند. «فِي الْأَرْضِ»

 5 همه‏ى قدرت‏ها را از خدا بدانيم. «مَكَّنَّاهُمْ»

 6 اوّلين ثمره‏ى حكومت صالحان، نماز و زكات و امر به معروف و نهى از منكر است. «إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ» ...

7 رابطه با خدا و دستگيرى از محرومان و آگاهى دادن به جامعه و جلوگيرى از مفاسد، از هم جدا نيست. «أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ» ...

8 اقامه‏ى نماز و اداى زكات و امر به معروف و نهى از منكر از وظايف و كارهاى قطعى مسئولان حكومت اسلامى است. «أَقامُوا» نه «يقيمون»

 9 حاكمان مؤمن، هم در فكر ارتقاى روحى و رشد امور معنوى هستند و هم به دنبال رفاه و حل مشكلات اقتصادى و فقرزدايى و اصلاح جامعه. «أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ» ..

پي نوشت:

 [1] . نمونه، ج14، ص117.

[2] . نمونه، ج14، ص121.

[3] . المیزان، ج14، ص574.

[4] . مجمع البیان، ج7، ص139.

[5] . المیزان، ج14، ص574 و 575.

[6] . تفسير نور ،ج‏8، ص، 51

 

 

 

2- نماز موهبتی الهی

وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدين‏

 و آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به دستور ما هدایت می‌كنند و به آنان وحی فرستادیم تا كارهای نیك انجام دهند و نماز را برپا دارند و زكات بدهند و آنان همگی عبادت كننده ما بودند.(انبیاء،73)

سومین و چهارمین موهبت و ویژگی آنها این است كه ما به آنها انجام كار خیر را وحی كردیم، و همچنین برپا داشتن نماز و ادای زكات.

این وحی می‌تواند وحی تشریعی بوده باشد یعنی ما انواع كارهای خیر و ادای نماز و اعطای زكات را در برنامه‌های دینی آنها گنجانیدیم و نیز می‌تواند وحی تكوینی باشد یعنی به آنها توفیق و توان جاذبه‌ معنوی برای انجام این امور بخشیدیم.

البته هیچ یك از این امور جنبه اجباری و اضطراری ندارد بلكه تنها آمادگیها و زمینه‌ها است كه بدون اراده و خواست خود آنها هرگز به نتیجه نمی‌رسد.

ذكر اقامه صلوه و اداء زكات بعد از فعل خیر است؛ به خاطر اهمیت این دو برنامه است كه نخست بطور عام در جمله (وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ) بعد به طور خاص بیان شده است.[1]

فعل خیرات را كه از انواع عبادات (نماز و زكات) است وحی كردیم.[2]

در تفسیر مجمع البیان آمده: ابن عباس گوید: یعنی برنامه‌های نبوّت و به‌پا داشتن نماز و ادای زكات را به آنها وحی كردیم.[3]

انجام كارهای نیك و نماز و زكات را به آنان وحی كردیم.

صاحب المیزان می‌گوید: ائمه موید به روح القدس، ‌و روح الطهاره و موید به قوتی ربانی هستند كه ایشان را به فعل خیرات و اقامه نماز و دادن زكات (انفاق مالی مخصوص بهر شریعتی) دعوت می‌كند.

پيام‏ها:      [4]

1-امامت نيز همچون نبوت، بايد با انتخاب خداوند باشد. «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً»

2-پيامبران بزرگ علاوه بر مقام رسالت (رساندن پيام وحى)، امامت و رهبرى جامعه را نيز بر عهده داشته‏اند. «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً»

3-اگر امامت با زور و قلدرى بدست آيد، دعوت به دوزخ است «أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ»، امّا اگر خداوند آن را عنايت فرمود، مبارك و در مسير حقّ خواهد بود. «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»

4-هدايت كردن انبيا، نه از پيش خود و سليقه شخصى است، «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏»  بلكه با فرمان خداست. «يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»

5-توجّه به انجام كارهاى خير، از الطاف ويژه الهى است. «أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ»

6-نماز و زكات در ميان كارهاى خير، جايگاه ويژه‏اى دارند. «فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ»

7-نماز و زكات، دو ركن اساسى در همه اديان بوده است. «إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ»

8-بدون نماز و زكات، انسان به درجه بندگى خدا نمى‏رسد. «إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ»

9- رهبران الهى، بندگان مخلص خدا هستند. «كانُوا لَنا عابِدِينَ»

10-نعمت‏هاى الهى، ما را از بندگى خدا غافل نسازد. «وَهَبْنا لَهُ ... كانُوا لَنا عابِدِينَ» (انبيا با اينكه به مقام رهبرى «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً» نائل آمدند، امّا با اين وجود، باز بنده‏ى خدا هستند. «وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ»

11-دين از سياست جدا نيست. «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ... كانُوا لَنا عابِدِينَ»

12-رهبر بايد به آنچه هدايت مى‏كند، عامل باشد. «أَئِمَّةً يَهْدُونَ ... كانُوا لَنا عابِدِينَ

 

پي نوشت:

[1] . تفسیر نمونه، ج 13، ص 456.

[2] . روض الجنان، ج 13، ص 249.

[3] . مجمع البیان، ج 7 ـ 8 ص 88.

[4].تفسير نور، ج‏7، ص:476و  477

  

 

 

 

 

 

پي نوشت:

[1] . المیزان، ج 14، ص 612.

[2] . مجمع البیان، ج 7 ـ 8 ص 153.

 [3]. تفسير نور، ج‏8، ص: 76

 

  

 

4- ركوع و سجود:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون.

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید ركوع كنید و سجود بجا آورید و پروردگارتان را عبادت كنید و كار نیك انجام دهید تا رستگار شوید. «حج، 77»

ابتداء آیه خطاب به افراد با ایمان است یك سلسله دستورات كلی و جامع را كه حافظ دین و دنیا و پیروزی آنها در تمام صحنه‌ها است برای مؤمنین بیان می‌كند.

نخست به چهار دستور مهم اشاره كرده می‌گوید: ای كسانی كه ایمان آورده‌اید 1ـ ركوع كنید 2ـ سجده بجا آورید 3ـ پروردگارتان را عبادت كنید 4ـ كار نیك انجام دهید تا رستگار شوید.

بیان دو ركن ركوع و سجود از میان تمام اركان نماز به خاطر اهمیت فوق العاده آنها در این عبادت بزرگ است. شرط رستگار شدن با انجام نماز است. (پیام)[1] امر به ركوع و سجود در آیه امر به نماز است. شرط ایمان ادای نماز است.

اقامه‌ نماز در میان عبادات اهمیّت خاص دارد.

ایمان آوردندگان به ابعاد اعتقادی و عمل كنندگان به احكام عبادی فردی است. لزوم پیوستگی اعمال با اقامه نماز.

دستور عبودیّت به طور مطلق كه بعد از این دو بیان شده هر گونه عبادت و بندگی خدا را شامل می‌شود.

امر به ركوع و سجود در این آیه امر به نماز است و مقتضای این كه ركوع و سجود را در مقابل عبادت قرار داده این است كه مراد از جمله‌ (اعبدوا ربكم) امر به سایر عبادات تشریع شده در دین به غیر نماز باشد مانند حج و روزه.[2]

تعبیر به (ربكم) (پروردگار شما) در حقیقت اشاره‌ای است به شایستگی او برای عبودیّت و عدم شایستگی غیر او، زیرا تنها مالك و صاحب و تربیت كننده او است.

نماز خود یك نوع عبادت محسوب می‌شود.[3]

دستور به فعل خیر است، هر گونه كار نیكی را بدون هیچ قید و شرط شامل می‌شود. و اینكه از (ابن عباس) نقل شده كه منظور صله رحم و مكارم اخلاق است.

تنها به ادای واجبات اكتفا نكنید بلكه به كارهایی از قبیل فریاد رسی درماندگان و كمك به ضعیفان و نیكی به پدر و مادر نیز بپردازید تا رستگار و سعادتمند شوید.[4]

ركوع نشانه‌ ادب است و سجود نشانه‌ قرب به خدا و تا ادب را خوب انجام ندهید آماده قرب نمی‌شوید. ركوع راهی برای توبه و استغفار و عذرخواهی به درگاه خداوند است.

امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: مَنْ أَتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ يَدْخُلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ .

كسی كه ركوع خود را كامل انجام دهد از وحشت قبر در امان است.[5]

پيام‏ها  [6]

1 كار خير (و ابتكارات و اختراعات و خدمات،) زمانى مؤثّر است كه در سايه‏ى ايمان و بندگى خدا باشد. «آمَنُوا ارْكَعُوا ... وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ»

 2 حتّى با ركوع و سجود و تعبد و كار خير، رستگارى خود را قطعى ندانيد، زيرا آفت غرور و حبط عمل در كار است. «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

 3 فلاح و رستگارى، آخرين مرحله‏ى تكامل است كه بعد از انجام عبادات و كارهاى خير بايد اميد آن را داشت. «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

پي نوشت:

[1] . تفسیر نمونه، ج 14، ص 180.

[2] . المیزان ج 14، ص 610.

[3] . نمونه، ج 14، ص 181.

[4] . مجمع البیان، ج 17، ص 25.

[5] . وسائل الشیعه، ج 6، ص 306.

[6] . تفسير نور، ج‏8، ص: 74

 

 

- نماز و شكر گزاري:

إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1)  فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَر

به خاطر شكرانه عطایای ما برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی كن.«كوثر ، 1 و 2»

نخست خداوند می‌فرماید: ما به تو كوثر عطا كردیم.

این نعمت عظیم و خیر فراوان شكرانه عظیم لازم دارد، هر چند شكر مخلوق هرگز حق نعمت خالق را ادا نمی‌كند، بلكه توفیق شكرگزاری خود نعمت دیگری است از ناحیه او لذا می‌فرماید: اكنون چنین است فقط برای پروردگارت نماز بخوان، قربانی كن.

بخشنده نعمت او است، بنابراین نماز و عبادت و قربانی كه آن هم نوعی عبادت است برای غیر او معنی ندارد.

عبادت خدا به صورت نماز باشد یا قربانی كردن

این در برابر اعمال مشركان است كه برای بتها سجده و قربانی می‌كردند در حالی كه نعمتهای خود را از خدا می‌دانستند و به هر حال تعبیر لربك دلیل روشنی است بر مسأله‌ لزوم قصد قربت در عبادات.[1]

امر نماز متفرع بر جمله (انا اعطیناك الكوثر) شده از باب شكر نعمت است و چنین معنی می‌دهد حال كه ما بر تو منت نهادیم و خیر كثیرت دادیم این نعمت بزرگ را با نماز شكرگزاری كن.

پيام ها :  [2]

1- خداوند به وعده‏هاى خود عمل مى‏كند. در سوره ضحى، خداوند وعده‏ى عطا به پيامبر داده بود: «و لسوف يعطيك ربّك فترضى»(224) پروردگارت در آينده عطائى خواهد كرد كه تو راضى شوى. در اين سوره مى‏فرمايد: ما به آن وعده عمل كرديم. «انّا اعطيناك الكوثر»

 2- فرزند و نسل عطيّه الهى است. «انّا اعطيناك الكوثر»

 3- نعمت‏ها حتّى براى پيامبر اسلام مسئوليّت‏آور است. «اعطيناك... فَصلِّ»

 4- در قرآن به نماز يا سجده شكر سفارش شده است. «فَصلِّ»

 5 - تشكّر بايد فورى باشد. «فَصلِّ» (حرف فاء براى تسريع است)

 6- نوع تشكّر را بايد از خدا بياموزيم. «فَصلِّ»

 7- در نعمت‏ها و شادى‏ها خداوند را فراموش نكنيم. «اعطيناك الكوثر فصلّ»

 8 - آنچه مى‏تواند به عنوان تشكّر از كوثر قرار گيرد، نماز است. «فَصلِّ»

 (نماز جامع‏ترين و كامل‏ترين نوع عبادت است كه در آن هم قلب بايد حضور داشته باشد با قصد قربت و هم زبان با تلاوت حمد و سوره و هم بدن با ركوع و سجود. مسح سر و پا نيز شايد اشاره به آن باشد كه انسان از سر تا پا بنده اوست. در نماز بلندترين نقطه بدن كه پيشانى است، روزى سى و چهار بار بر زمين ساييده مى‏شود تا در انسان تكبّرى باقى نماند. حضرت زهراعليها السلام در خطبه معروف خود فرمود: فلسفه و دليل نماز پاك شدن روح از تكبر است. «تنزيهاً لكم من الكبر»)

 9- دستورات دينى، مطابق عقل و فطرت است. عقل تشكّر از نعمت را لازم مى‏داند، دين هم به همان فرمان مى‏دهد. «فصلّ لربّك»

 10- چون عطا از اوست: «انّا اعطينا» تشكّر هم بايد براى او باشد. «فصلّ لربّك»

 11- قربانى كردن، يكى از راههاى تشكّر از نعمت‏هاى الهى است. (زيرا محرومان به نوايى مى‏رسند.) «و انحر»

 12- هر كه بامش بيش برفش بيشتر. كسى كه كوثر دارد، ذبح گوسفند كافى نيست بايد شتر نحر كند و بزرگ‏ترين حيوان اهلى را فدا كند. «و انحر»

 13- رابطه با خداوند بر رابطه با خلق مقدّم است. «فصلّ... و انحر»

 14- انفاقى ارزش دارد كه در كنار ايمان و عبادت باشد. «فصلّ لربّك وانحر»

 15- شكرِ عطا گرفتن از خدا، عطا كردن به مردم است. «اعطيناك الكوثر... وانحر»

 16- نمازى ارزش دارد كه خالصانه باشد، «لربّك» و انفاقى ارزش دارد كه سخاوت‏مندانه باشد. «وانحر»

[1] . تفسیر نمونه، ج 27، ص 372 ـ 373.

[2]. تفسير نور، سوره كوثر./1و2

__________________________________________________

6-نماز همراه با مشورت:

وَ الَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون.

و كسانى كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مى‏دارند و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.«شوری ، 38»

« أَقامُوا الصَّلاةَ »

اگر بعد از آن در بین همه تكالیف الهی نام نماز را برد و فرمود و نماز بپا می‌دارند از باب ذكر خاص بعد از عام است به خاطر اهمیت و شرافتی كه در خصوص فرد نامبرده هست.[1]

مرحوم طبرسی می‌فرماید: نماز را در اوقات خود مرتب با شرایطش می‌خوانند.[2]

ولی از آنجا كه در میان اوامر الهی مسائل بسیار مهمی وجود دارد، كه بالخصوص باید انگشت روی آن گذاشت چند موضوع مهم را به دنبال آن یادآور می‌شود كه مهمترین آنها نماز است، نمازی كه ستون دین، پیوند خلق و خالق مربی نفوس، معراج مؤمن، و نهی كننده از فحشا و منكر است.[3]

و نیز از اوصاف دیگر مؤمنین و آنهایی كه به پرودگار خود اتّكا دارند این است كه اینها امر پروردگار خود را اجابت نموده و نماز را كه مأمور به آن گردیده‌اند به پای می‌دارند و در امر نماز جهات ظاهری آن را از اجزاء و شرایط و نیز راجع به جهات باطنی آن از خلوص و توجه و حضور قلب و باقی اموری كه باعث قبولی اعمال می‌گردد با كمال جدیت مراعات نموده و استقامت می‌نمایند.[4]

پيام ها  [5]

1- شيفتگان نماز و انفاق، از نعمت‏هاى برتر و ابدى قيامت برخوردارند. «ما عنداللّه خير و ابقى... والّذين استجابوا...»

 2- توجّه به ربوبيّت خداوند سبب شيفتگى انسان نسبت به انجام دستورات است. «استجابوا لربّهم»

 3- اجابت دعوت خدا، بايد با عمل باشد نه ادّعا. «استجابوا... اقاموا»

 4- غرائز را كنترل و موانع را برطرف كنيم تا راه بندگى خدا باز شود. «يجتنبون - يغفرون - استجابوا لربهم»

 5 - مؤمن استبداد ندارد، اهل انزوا نيست و به رأى ديگران احترام مى‏گذارد. «و امرهم شورى بينهم»

 6- آنچه مورد سفارش است، اقامه نماز است نه فقط خواندن نماز. (يعنى انجام باشكوه نماز با تمام شرايط) «اقاموا الصلاة»

 7- حساب نماز از ساير عبادات جداست. (با اينكه نماز جزو امور موجب استجابت ربّ است، ولى نام آن جداگانه آمده است.) «استجابوا لربّهم و اقاموا الصلاة»

 8 - شورى و مشورت، مربوط به امور اجتماعى مردم است، نه احكام و دستورات دينى. «امرهم شورى بينهم»

 9- از بيگانگان نظريه نخواهيد. «بينهم»

 10- انفاق مخصوص مال نيست بلكه از علم و آبرو و قدرت نيز بايد به ديگران كمك كرد. «ممّا رزقناهم»

 11- انفاق كننده بداند آنچه دارد از خودش نيست، رزق خداست. «رزقناهم»

 12- نماز، تكبّر را؛ مشورت، استبداد را و انفاق، بخل را در جامعه محو مى‏كند. «الصلاة، شورى، ينفقون»

[1] . المیزان، ج 18، ص 96.

[2] . مجمع البیان، ج 22، ص 154.

[3] . نمونه،‌ج 20، ص 462.

[4] . مخزن العرفان ج 11،‌ص 382.

[5] . تفسير نور،سوره شوري/38

 

 

-پرواز به اوج آسمانها بوسيله نماز:

إِنَّ الَّذينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ.

كسانی كه كتاب الهی را تلاوت می‌كنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم پنهان و آشكار انفاق می‌كنند تجارت پر سودی را امید دارند كه نابودی و كساد در آن نیست.

« فاطر ، 29»

از آنجا كه در آیات گذشته به مقام خوف و خشیّت عالمان اشاره شده بود.

در آیه مورد بحث به مقام امید و رجا آنها اشاره می‌كند چرا كه گفتیم:

تنها به وسیله‌ دو بال است كه انسان می‌تواند به اوج آسمان سعادت پرواز كنند، و مسیر تكامل را طی نماید، ‌نخست می‌فرماید:

1ـ كسانی كه كتاب الهی را تلاوت می‌كنند.

2ـ و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم در پنهان و آشكار انفاق می‌كنند.

عملی كه از یك سو انسان را به خدا پیوند دهد مظهر آن نماز است.

با توجّه به آنچه در این آیه و آیه پیشین آمد. چنین نتیجه می‌گیریم كه علمای راستین دارای این صفاتند.

از نظر روحی قلبشان مملوّ از خشیّت و ترس آمیخته با عظمت خداست.

از نظر گفتار زبانشان به تلاوت آیات خدا مشغول است.

از نظر عمل روحی و جسمی نماز می‌خوانند و او را عبادت می‌كنند.

از نظر عمل مالی از آنچه دارند در آشكار و پنهان انفاق می‌نمایند.

آنها كه نماز را برپا می‌دارند و انفاق در راه خدا می‌كنند امید و علاقه به سرای دیگر دارند، چرا كه نیكیها را قبل از خود فرستاده‌اند و مایلند به آن ملحق شوند.[1]

تلاوت كتاب به معنای خواندن قرآن است، كه خدای سبحان آن را ستوده.

و اقامه نماز به معنای برپا داشتن آن و محافظت در ترك نشدن آن است.[2]

در آیه بعد آمده كه آنها این اعمال صالح را انجام می‌دهند، خداوند هم اجر و پاداش كامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها می‌افزاید كه او آمرزنده و شكور است.

آنها كه كتاب خدا را تلاوت می‌كنند و نماز را به استمرار انجام می‌دهند هر چه انجام می‌دهند به این منظور می‌كنند كه خدا پاداشهایشان را به طور كامل بدهد و چیزی از ثواب اعمال از ایشان فوت نشود.[3]

پيام ها     [4]

 1 تلاوت قرآن (گرچه مستحبّ است،) امّا قبل از واجبات آمده است. «يَتْلُونَ ... أَقامُوا ... أَنْفَقُوا»

 2 فكر و فرهنگ، مقدّمه‏ى عمل است. «يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ ... أَقامُوا الصَّلاةَ»

 3 كسى كه عاشقانه مكتب را بپذيرد، نماز و انفاقش قطعى است. (تلاوت كتاب به صورت مضارع آمده كه نشانه تداوم عمل و علاقه به تلاوت است، «يَتْلُونَ» ولى نماز و انفاق به صورت ماضى آمده كه نشانه قطعى بودن انجام آن است.) «أَقامُوا ... أَنْفَقُوا»

 4 نماز، بايد با رسيدگى به محرومان همراه باشد. «أَقامُوا ... أَنْفَقُوا»

 5 دارايى‏هاى انسان، داده الهى است. «رَزَقْناهُمْ»

 6 اگر توجّه داشته باشيم كه دارايى‏هاى ما از خداوند است، در انفاق، بخل نمى‏ورزيم. «أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ»

 7 بخشى از داده‏ها انفاق شود، باقى براى خودتان است. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ» (كلمه «من» به معناى بعضى است)

 8 مورد انفاق، تنها مال نيست بلكه از علم و آبرو و قدرت نيز بايد به مردم كمك كرد. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»

 9 انفاق، هم سرى باشد هم آشكارا. (در انفاق پنهان، خلوص آدمى رشد مى‏كند و در انفاق آشكار، مردم تشويق مى‏شوند.) «سِرًّا وَ عَلانِيَةً» البتّه انفاق مخفيانه برترى دارد، لذا نام آن قبل از انفاق علنى برده شده است. «سِرًّا وَ عَلانِيَةً»

 10 اميد به رستگارى، بايد با فكر و عمل و انفاق همراه باشد و گر نه اميد بدون كار، پندارى بيش است. «يَتْلُونَ ...، أَقامُوا ...، أَنْفَقُوا ...، يَرْجُونَ»

 11 با داشتن علم و خشيت الهى (كه در آيه قبل بود) و با تلاوت قرآن و اقامه نماز و كمك به محرومان، باز هم خود را مستحقّ ندانيد، تنها اميدوار باشيد. «يَرْجُونَ»

12 در معامله با خدا، حتّى يك درصد زيان نيست. «تِجارَةً لَنْ تَبُورَ»

 13 گمان نكنيد با انفاق، مال شما تمام مى‏شود. «تِجارَةً لَنْ تَبُورَ»

 14 در فرهنگ اسلام، دنيا بازار است و انسان فروشنده و نعمت‏هاى الهى، سرمايه و انتخاب مشترى با انسان است. او مى‏تواند با خدا معامله كند و مى‏تواند غير خدا را انتخاب كند

پي نوشت

[1] . نمونه، ج 18، ص 252.

[2] . المیزان ج 17 ـ 66

[3] . المیزان، ج 17 ـ 67.

[4].تفسير نور، ج‏9، ص: 498

 

8- یكی از صفات متقین اقامه نماز است.

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون

پرهیزكاران آنهایی هستند كه به غیب ایمان می‌آورند و نماز برپا می‌دارند و از تمام نعمتها و مواهبی كه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌كنند.«بقره ، 3»

خداوند پنج صفت اساسی برای افراد متقی و پرهیزكار بیان فرمود.

1ـ ایمان به غیب، 2ـ ارتباط با خدا (اقامه نماز) 3ـ ارتباط با انسانها (انفاق) 4ـ ایمان به تمام پیامبران خدا، 5ـ ایمان به رستاخیز.

این چنین انسانی به وراء طبیعت راه یافته و به خداوند بزرگ ایمان دارد دیگر نمی‌بایست در برابر بتها و در برابر انسانهایی همانند خودش و جبّاران و ستمگران سر خضوع و تعظیم فرود آورد.

او تنها در برابر خداوند سر تعظیم خم می‌كند و تسلیم آفریننده‌ یگانه است.

او بالاتر رفته و احساس می‌كند از مرتبه مخلوقات دیگر گذشته و ارزش این معنی را پیدا كرده كه با آفریننده‌ بزرگ جهان، با خداوند ازلی و ابدی ارتباط گیرد و با او سخن بگوید.

در این حال می‌باید كه زندگی هدفی بالاتر از خورد و خواب و لذات این جهان داشته باشد، اقامه نماز خود مهمترین عامل تربیتی انسان است.

كسی كه شبانه روز لااقل پنج بار در برابر ذات مقدس حضرت حق قرار می‌گیرد و ارزش سخن گفتن با او را پیدا می‌كند، تصورات او، افكار او، كردار و رفتار او همه خدایی می‌شود و چیزی بر خلاف خواست خدا انجام نمی‌دهد. مشروط بر این كه راز و نیاز و نماز او به درگاه پروردگار از جان و دل سر چشمه بگیرد و با تمام قلب رو به درگاه پاك او آورد.[1]

یقیمون یعنی انجام می‌دهند نماز را با حدود و شرایط، یا مداومت داشتن بر آن، یا آن را برپا می‌كنند.

ـ نماز را با شرایط و خصوصیات به جا می‌آورند و اقامه هر چیز تعطیل نكردن آن است.[2]

به ‌پا داشتن نماز آن است كه حق نماز ادا شود، یعنی نماز به صورت یك پیكر بی‌روح انجام نگردد، بلكه نمازی باشد كه واقعاً بنده را متوجه خالق و آفریننده‌ خویش سازد.

منظور از اقامه چیست؟

منظور از اقامه نماز، احتمالاً تلاش برای برپا داشتن آن در میان جامعه است.

ایمان به غیب، وحی، قیامت، اقامه نماز و انفاق زمینه‌های بهره‌مندی از هدایت قرآن.[3]

تنها آنان كه مؤمن به غیب، برپا دارنده نماز، انفاق كننده و معتقد به وحی و قیامت هستند، رستگارند.[4]

نماز در قرآن به عنوان عامل پیوند خلق با خالق و برقرار ارتباط معنوی با خدا عنوان شده است.

پيام‏ها: [5]

1 ايمان، از عمل جدا نيست. در كنار ايمان به غيب، وظايف و تكاليف عملى مؤمن بازگو شده است. «يُؤْمِنُونَ») ( «يُقِيمُونَ») ( «يُنْفِقُونَ»

2 اساسى‏ترين اصل در جهان‏بينى الهى آن است كه هستى، منحصر به محسوسات نيست. «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»

 3 بعد از اصل ايمان، مهم‏ترين اصل عملى، اقامه‏ى نماز و انفاق است. «يُؤْمِنُونَ» ( «يُقِيمُونَ») ( «يُنْفِقُونَ» (در جامعه‏ى الهى كه حركت و سير الى اللَّه دارد، اضطراب‏ها و ناهنجارى‏هاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى، با نماز تقويت و درمان مى‏يابد و خلأهاى اقتصادى و نابسامانى‏هاى ناشى از آن، با انفاق پر و مرتفع مى‏گردد.)

4 برگزارى نماز، بايد دائمى باشد نه موسمى و مقطعى. «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ» : [6]

پي نوشت

[1] . نمونه، ج 1، ص 43.

[2] . مجمع البیان، ج 1 ـ 2، ص 119.

[3] . تفسیر راهنما، ج 1، ص 107 ـ 108.

[4] . تفسیر راهنما، ج 1، ص 11.

[5]. تفسير نور، ج‏1، ص: 45

[6]. «يُقِيمُونَ» فعل مضارع است و فعل مضارع دلالت بر استمرار و دوام دارد.

__________________________________________________

9- نماز خصلت مومنين:

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ

مردان و زنان با ایمان ولی و یار و یاور یك دیگرند امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند و نماز را برپا می‌دارند و زكات را می‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌نمایند خداوند به زودی آنها را مورد رحمت خویش قرار می‌دهد.«توبه ، 71»

نشانه‌های مؤمنان راستین

در این آیه علائم و نشانه‌های مردان و زنان با ایمان بیان می‌شود پنج فضیلت نیكو، از اعمال حسنه آنها را می‌شمرد. 1ـ آنها مردم را به نیكیها دعوت می‌كنند. 2ـ مردم را از زشتیها و بدیها و منكرات باز می‌دارند. 3ـ نماز را برپا می‌دارند. 4ـ در راه خدا انفاق می‌كنند. 5ـ اطاعت از فرمان خدا و پیامبر او می‌كنند.[1]

برپائی نماز سومین صفت مؤمنین

مردان و زنان نماز را برپا می‌دارند و به یاد خدا و با ذكر او دل را روشن و عقل را بیدار و آگاه نگه می‌دارند.

مداومت بر خواندن نماز داشته باشد.

صلوه و زكات پس از ایمان دو ركنند و به منزله‌ دو ستونند كه ایمان بدون این دو ركن پایدار نخواهد گردید.[2]

پنجمین صفت مردان و زنان با ایمان این است كه زكات می‌دهند. (یوتون الزكاه) آنها بر خلاف منافقان كه افرادی ممسك و بخیل هستند بخشی از اموال خویش را در راه خدا و حمایت خلق خدا و به بازسازی جامعه انفاق می‌نمایند، و زكات اموال خویش را می‌پردازند.

نماز و زكات دو ركن وثیق در شریعت اسلام است.

اما نماز ركن عبادات غیر مالی است كه رابطه‌ میان خدا و خلق است. و زكات رابطه‌ای است كه در معاملات،‌ میان خود مردم برقرار است.[3]

پيام ها:   [4]

1 زن و مرد هر دو، در اصلاح جامعه تأثير گذارند. «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ»

 2 مؤمنان در جامعه‏ى اسلامى، نسبت به يكديگر از طرف خداوند، حقّ ولايت و نظارت همراه با محبّت دارند و بى‏تفاوت نيستند. «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ»

 3 امر به معروف و نهى از منكر كه بر همه‏ى مردان و زنان با ايمان واجب است، برخاسته از حقّ ولايت بر يكديگر است. «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ» ... «وَ يَنْهَوْنَ»

 4 امر به معروف و نهى از منكر بايد از موضع قدرت باشد نه ضعف. «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»

 5 امر و نهى، در سايه‏ى محبّت و ولايت قابل اجراست. «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ»، «يَأْمُرُونَ ...»

6 توجّه به زندگى محرومان و تأمين اجتماعى فقرا، در كنار مسائل عبادى ديگر است. «يُقِيمُونَ»، «يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ ...»

7 ايمان در اصلاح فرد و جامعه، نقش به سزايى دارد. «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ» ... «يَأْمُرُونَ»، «يَنْهَوْنَ»، «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ»

8 امر به معروف و نهى از منكر، اقامه‏ى نماز، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول، وظيفه و عملكرد دائمى مؤمنان است. «يَأْمُرُونَ»، «يَنْهَوْنَ»، «يُقِيمُونَ»، «يُؤْتُونَ»، «يُطِيعُونَ» (فعل مضارع رمز استمرار است)

 9 كسانى كه ديگران را به كارهاى خوب دعوت مى‏كنند، بايد خود نيز اهل عمل باشند. «يَأْمُرُونَ»، «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ»

10 اطاعت از خدا و رسول بايد با ميل و رغبت باشد. «يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (اطاعت در لغت به معناى پيروى با ميل است) 11 هم اطاعت از خدا در برنامه‏هاى عبادى لازم است و هم اطاعت از رسول در برنامه‏هاى حكومتى. «يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»

 12اعمال انسان، زمينه‏ساز رحمت الهى است. «يَأْمُرُونَ»، «يَنْهَوْنَ»، «يُقِيمُونَ»، «يُؤْتُونَ»، «يُطِيعُونَ»، «سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ»

 13 زن و مرد در دريافت رحمت الهى يكسان مى‏باشند. «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ» ... «سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ

پي نوشت

[1] . تفسیر نمونه، ج 8، ص 36.

[2] . مخزن العرفان، ج 6، ص 73.

[3] . المیزان، ج 9، ص 530.

[4] .تفسير نور، ج‏5، ص:104و 105

__________________________________________________

10- نماز يكي از اصول نيكي هاست:

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون

نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد خود- به هنگامى كه عهد بستند- وفا مى‏كنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران.«بقره ، 177»

آیه‌ فوق از جهت جامعیّت صفات مردم نیكوكار قابل دقّت است و به تمام اصول اعتقادی و عبادی و اجتماعی اشاره كرده زیرا به شش موضوع مهم و اساسی توجه شده و آنها عبارتند از:

ایمان، انفاق، نماز، زكات، وفاداری به عهد و صبر و بردباری.

توجه به آیه شریفه می‌رساند كه اسلام تا چه اندازه نظر جامع و وسیع دارد.

سومین اصلی كه آیه به آن اشاره فرموده و از صفات مردان نیكوكار شمرده نماز است، آنان نماز را با تمام شرایط و حدود، با كمال اخلاص و مواظبت انجام می‌دهند.

روشن است كه چنین نمازهایی در پرورش روح آنان چه تأثیری دارد.[1]

یكی از اعمال آنها را توجه به نماز كه یك حكم عبادی است قرار داده كه درباره آن

فرمود: (َ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر).[2]

پيام‏ها:     [3]

1 به جاى محتواى دين، به سراغ ظاهر نرويم و از اهداف اصلى باز نمانيم. «لَيْسَ

الْبِرَّ») ( «وَ لكِنَّ الْبِرَّ»

 2 يكى از وظايف انبيا و كتب آسمانى، تغيير فرهنگ مردم است. «لَيْسَ الْبِرَّ») ( «وَ

لكِنَّ الْبِرَّ» 3 شناخت مفاهيم، مهم نيست عمل به آن مهم است. كلمه «الْبِرَّ» به

مفهوم نيكى است، ولى دانستن آن مهمّ نيست، كسى كه اين مفهوم را محقّق

مى‏سازد ارزش دارد. «لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ»

4 ايمان، مقدّم بر عمل است. «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ») ( «آتَى الْمالَ»

 5 ايمان به همه انبيا و ملائكه لازم است. «آمَنَ بِاللَّهِ») ( «وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ

النَّبِيِّينَ»

 6 ارتباط با خدا در كنار ارتباط با مردم و تعاون اجتماعى در حوادث و گرفتارى‏ها

مطرح است.

«آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ») ( «وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ»

 7 تمام كارهاى نيك در سايه ايمان به خدا شكل مى‏گيرد. «آمَنَ بِاللَّهِ») ( «آتَى

الْمالَ»

 8 هدف اسلام از انفاق، تنها سير كردن گرسنگان نيست، بلكه دل كندن صاحب

مال از مال نيز هست. «عَلى‏ حُبِّهِ»

 9 نيكوكاران، مال و دارايى خود را با رغبت و علاقه در راه خدا انفاق مى‏كنند.

 «آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ»

 10 با دست خود به فقرا و يتيمان و بستگان انفاق كنيد. «آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ»

 11 در انفاق، بستگان نيازمند بر ساير گروه‏هاى مستمند، اولويّت دارند. «ذَوِي

الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏»

 12 سائل را ردّ نكنيد، گرچه فقير، مسكين، در راه مانده و فاميل نباشد. كلمه‏ى

«السَّائِلِينَ» به صورت مستقل مطرح شده است. «وَ الْمَساكِينَ وَ») ( «السَّائِلِينَ»

 13 ايمان و نماز و زكات، بدون شركت در جهاد كامل نمى‏شود. «وَ حِينَ الْبَأْسِ»)

( «أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا»

 14 مدّعيان ايمان بسيارند، ولى مؤمنان واقعى كه به تمام محتواى دين عمل كنند،

گروهى اندك هستند. «أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا»

 15 نشانه‏ى صداقت، عمل به وظايف دينى و تعهّدات اجتماعى است. «أُولئِكَ الَّذِينَ

صَدَقُوا»

16 متّقى كسى است كه عملش، عقايدش را تأييد كند. «آتَى الْمالَ») ( «أُولئِكَ

الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

[1] . نمونه، ج 1، ص 34.

[2] . عنكبوت / 41 و اقم الصلوه لذكری...

[2]  . تفسير نور، ج‏1، ص: 273

__________________________________________________

11- ياد خدا در همه حال:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً (41)وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصيلا(42)

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید خدا را بسیار یاد كنید و صبح و شام او را تسبیح نمایید.

«احزاب ، 41 و 42»

سخن از وظایف سنگین پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مقام تبلیغ رسالت بود، در آیات مورد بحث برای فراهم آوردن زمینه این تبلیغ و گسترش دامنه آن در تمام محیط بخشی از وظایف مؤمنان را بیان می‌كند.

روی سخن را به همه‌ آنها كرده چنین می‌گوید:(ای كسانی كه ایمان آورده‌اید خدا را فراوان یاد كنید.) و صبح و شام او را تسبیح و تنزیه نمایید.

آری چون عوامل غفلت در زندگی مادی بسیار فراوان و تیرهای وسوسه‌ شیاطین از هر سو به طرف انسان پرتاب می‌گردد برای مبارزه‌ با آن راهی جز (ذكر كثیر) نیست. (ذكر كثیر) به معنی واقعی كلمه یعنی (توجّه با تمام وجود به خداوند) نه تنها با زبان و لقلقه‌ لسان.

ذكر كثیری كه در همه اعمال انسان پرتو افكن باشد و نور و روشنایی بر آنها بپاشد.

در همه حال یاد خدا بودن:

به این ترتیب قرآن همه‌ مؤمنان را در این آیه موظف می‌كند كه در همه حال به یاد خدا باشید. 1ـ به هنگام عبادت یاد او كنید و حضور قلب و اخلاص داشته باشید. 2ـ به هنگام حضور صحنه‌‌های گناه یاد او كنید و چشم بپوشید و یا اگر لغزشی روی داد توبه كنید و به راه حق باز گردید.

3ـ و هنگام نعمت یاد او كنید و شكرگزار باشید. 4ـ و به هنگام بلا و مصیبت یاد او كنید و صبور و شكیبا باشید. خلاصه یاد او را كه در هر صحنه‌ای از صحنه‌های زندگی انگیزه‌ واكنش مناسب و الهی است، فراموش ننمایید.

حكایتی زیبا

در حدیثی كه در صحیح ترمذی و مسند احمد از ابو سعید خدری از پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده چنین می‌خوانیم: كه از آن حضرت پرسیدند:(ای العباد افضل درجه عند الله یوم القیامه) كدام یك از بندگان در روز قیامت مقامشان از همه برتر است.

فرمود: الذاكرون الله كثیراً:( آن‌ها كه خدا را بسیار یاد می‌كنند).

ابو سعید می‌گوید: عرض كردم یا رسول الله! و من الغازی فی سبیل الله؟

آیا چنین كسانی حتی از جنگجویان راه خدا والا مقام‌ترند؟

فرمود: لو ضرب بسیفه فی الكفار و المشركین حتی ینكسر و یختصب دماً لكان الذاكرون الله افضل درجه منه! (اگر با شمشیرش آن قدر بر پیكر كفار و مشركین بزند كه شمشیرش بشكند و با خون رنگین شود آنها كه یاد خدا بسیار می‌كنند از او برترند!

چرا كه جهاد خالصانه نیز بدون ذكر كثیر خداوند ممكن نیست و از این جا معلوم

می‌شود كه ذكر كثیر معنی وسیعی دارد و اگر در بعضی از روایات به تسبیح حضرت

فاطمه زهرا ـ علیها السّلام ـ (34 مرتبه الله اكبر ـ 33 مرتبه الحمد لله و 33 مرتبه

سبحان الله) و در كلمات بعضی از مفسران به ذكر صفات علیا و اسماء حسنی و

تنزیه پروردگار از آنچه شایسته‌ او نیست یا مانند آن تفسیر شده همه از قبیل بیان

ذكر مصداق روشن است. نه محدود ساختن مفهوم آیه به خصوص این مصادیق

است.

منظور از تسبیح

همان گونه كه از سیاق آیات به خوبی بر‌می‌آید منظور از تسبیح خداوند در هر صبح

و شام همان دوام تسبیح است و ذكر خصوص این دو وقت به عنوان آغاز و پایان روز

می‌باشد و این كه بعضی آن را به نماز صبح و عصر یا مانند آن تفسیر كرده‌اند باز از

قبیل ذكر مصداق است.

یاد خدا مایه آرامش:

به این ترتیب ذكر كثیر خداوند و تسبیح او هر صبح و شام جز به تداوم توجّه به

پروردگار و تنزیه و تقدیس مداوم او از هر عیب و نقص حاصل نمی‌گردد. و می دانیم

كه یاد خدا برای روح و جان انسان همچون غذا و آب است برای بدن. در آیه‌ 28

سوره رعد آمده است.

الا بذكر الله تطمئن القلوب

آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد!

آرامش و اطمینان دل نیز نتیجه‌اش همان است كه در آیات 27 ـ 30 فجر آمده است:

یا ایّتها النّفس المطمئنّه‌ ارجعی الی ربّك راضیهً مرضیّهً فادخلی فی عبادی و

ادخلی جنّتی:

ای نفس مطمئن و آرام! به سوی پروردگارت باز گرد، در حالی كه هم تو از او خشنود

هستی و هم او از تو خشنود است سپس در زمره‌ بندگانم درآی و در بهشتم وارد

شو!

آثار یاد خدا در همه حال:

هنگامی كه نام خدا برده می‌شود یك دنیا عظمت، قدرت، علم، و حكمت در قلب

انسان متجلی می‌گردد. چرا كه او دارای اسماء حسنی و صفات علیا و صاحب تمام

كمالات و منزه از هر گونه عیب و نقص است. توجه مداوم به چنین حقیقتی كه

دارای چنان اوصافی است:

1ـ روح انسان را به نیكیها و پاكیها سوق می‌دهد.

2ـ از بدیها و زشتیها پیراسته می‌دارد و به تعبیر دیگر بازتاب صفات او در جان انسان

تجلی می‌كند.

3ـ توجه به چنین معبود بزرگی موجب احساس حضور دائم در پیشگاه او است و با

این احساس فاصله انسان از گناه و آلودگی بسیار زیاد می‌شود یاد او یاد آوری

مراقبت او است، یاد حساب و جزای او است یاد دادگاه عدل او و بهشت و دوزخ او

است و چنین یادی است كه جان را صفا و دل را نور و حیات می‌بخشد.

در روایات اسلامی آمده است كه هر چیز اندازه‌ای دارد جز یاد خدا كه هیچ حد و

مرزی برای آن نیست! 1ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ طبق روایتی كه در اصول كافی

آمده می‌فرماید:(ما من شییء الاّ و له حَدّ ینتهی الیه الاّ الذّكر فلیس له حدّ ینتهی

الیه: هر چیز حدی دارد كه وقتی به آن رسد پایان می‌پذیرد جز ذكر خدا كه حدی كه

با آن پایان گیرد ندارد.

2ـ سپس می‌افزاید: (فرض الله عزّوجلّ الفرائض فمن اداهنّ فهو حدّهنّ، و شهر

رمضان فمن صامه فهو حَدُّهُ و الحجّ فمن حجّ حدّه الاّ الذّكر، فانّ الله (عزّوجلّ) لم

یرض منه بالقلیل و لم یجعل له حدّاً ینتهی الیه، ثمّ تلا: یا ایّها الّذین آمنوا اذكروا الله

ذكراً كثیراً و سبحوه بكره و اصیلاً)

خداوند نمازهای فریضه را واجب كرده است،‌هر كس آنها را ادا كند حد آن تأمین

شده، ماه مبارك رمضان را هر كس روزه بگیرد حدش انجام گردیده و حج را هر كس

یك بار به جا آورد همان حد آن است جز ذكر الله كه خداوند به مقدار قلیل آن راضی

نشده و برای كثیر آن نیز حدی قائل نگردیده سپس به عنوان شاهد این سخن آیه

(یا ایّها الّذین آمنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً...) را تلاوت فرمود.[1]

یاد خدا هنگام غذا خوردن:

3ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در ذیل همین روایت از پدرش امام باقر ـ علیه السّلام ـ

نقل می‌كند كه او كثیر الذكر بود هر وقت با او راه می‌رفتم ذكر خدا می‌گفت و به

هنگام غذا خوردن نیز به ذكر خدا مشغول بود حتی هنگامی كه با مردم سخن

می‌گفت از ذكر خدا غافل نمی‌شد... و سرانجام با این جمله پر معنی حدیث فوق

پایان می‌گیرد:(و البیت الّذی یقرأ فیه القرآن، و یذكر الله عزّوجلّ فیه تكثر بركته،‌و

تحضره الملائكه، و تهجر منه الشّیاطین، و یُضیء لاهل السّماء كما یضیء الكوكب

الدّرّیّ لاهل الارض:) خانه‌ای كه در آن تلاوت قرآن شود و یاد خدا گردد بركتش افزون

خواهد شد فرشتگان در آن حضور می‌یابند و شیاطین از آن فرار می‌كنند و برای

اهل آسمانها می‌درخشند همان گونه كه ستاره درخشان برای اهل زمین. (اما به

عكس خانه‌ای كه در آن تلاوت قرآن و ذكر خدا نیست بركاتش كم خواهد بود

فرشتگان از آن هجرت می‌كنند و شیاطین در آن حضور دائم دارند).

یاد خدا معادل تمام خیرات:

این موضوع به قدری اهمیت دارد كه در حدیثی یاد خدا معادل تمام خیر دنیا و آخرت

شمرده شده است.

 4ـ چنانكه از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده:

 

مَنْ أُعْطِيَ لِسَاناً ذَاكِراً فَقَدْ أُعْطِيَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة

 آن كس كه خدا زبانی به او داده كه به ذكر پروردگار مشغول است خیر دنیا و آخرت

به او داده شده است.[2]

روایات در اهمیت یاد خدا آن قدر زیاد است كه اگر بخواهیم همه آنها را در این جا

بیاوریم از وضع كتاب بیرون خواهیم رفت این سخن را با حدیث كوتاه و پر معنی

دیگری از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پایان می‌دهیم آن ‌جا كه فرمود :

5ـ « مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَظَلَّهُ اللَّهُ فِي جَنَّتِهِ »

هر كس بسیار یاد خدا كند خدا او را در سایه‌ لطف خود در بهشت برین جای خواهد

داد.

صاحب المیزان می‌فرماید:

كلمه ذكر در مقابل نسیان (فراموشی) به معنای به یاد داشتن است و آن عبارت

است از این كه آدمی نیروی ادراك خود را متوجّه یاد شده كند، حالا یا به این كه نام آ

ن را ببرد و یا صفات او را به زبان جاری كند خلاصه چیزی به زبان بگوید كه حكایت از

آن مذكور كند، این یكی از مصادیق ذكر است (و گرنه مصداق مهم تر از آن این است

كه در قلب به یاد او باشی).

كلمه تسبیح به معنای منزّه داشتن است و این كلمه نیز مانند كلمه ذكر بستگی به

لفظ ندارد هر چند تسبیح به لفظ یعنی گفتن سبحان الله، كه آن هم یكی از

مصادیق تسبیح است (و گرنه تسبیح در دل از آن مهمّ‌تر است).[3]

                       

پيام‏ها:   [4]    

پيام‏ها:

1 خطاب زيبا و محرمانه، وسيله‏ى جذب مردم و زمينه‏ى پذيرش آنان است. «يا أَيُّهَا

الَّذِينَ آمَنُوا» 2 ياد خداوند، زمانى در انسان مؤثّر است كه مستمرّ و بسيار باشد.

«اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً» 3 بهترين ذكر خدا، تسبيح و تنزيه اوست. «اذْكُرُوا اللَّهَ ... وَ

سَبِّحُوهُ» 4 آغاز و پايان روز را با تسبيح و ياد خدا بگذرانيم. «سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا

1 خطاب زيبا و محرمانه، وسيله‏ى جذب مردم و زمينه‏ى پذيرش آنان است. «يا أَيُّهَا

الَّذِينَ آمَنُوا»

 2 ياد خداوند، زمانى در انسان مؤثّر است كه مستمرّ و بسيار باشد. «اذْكُرُوا اللَّهَ

ذِكْراً كَثِيراً» 3 بهترين ذكر خدا، تسبيح و تنزيه اوست. «اذْكُرُوا اللَّهَ ... وَ سَبِّحُوهُ» 4 آ

غاز و پايان روز را با تسبيح و ياد خدا بگذرانيم. «سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا

پي نوشت

[1] . المیزان ج 16 ـ 516.

[2] . نمونه ج 17، ص 356.

[3] . تفسیر المیزان، ج 16، ص 513.

[4]. تفسير نور، ج‏9، ص: 378

__________________________________________________

12-دل بستن به خدا:

وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتيل

نام پروردگارت را یاد كن و تنها به او دل ببند. «مزمل ، 8»

بعد از دستور قیام عبادت شبانه و اشاره اجمالی به آثار عمیق آن به ذكر پنج دستور

كه مكمل آن است پرداخته می‌فرماید:(نام پروردگارت را یاد كن) (وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ)

مسلم است منظور تنها ذكر نام نیست، بلكه توجه به معنی است چرا كه یاد لفظی

مقدمه‌ یاد قلبی است و ذكر قلبی روح و جان را صفا می‌بخشد و نهال معرفت و تقوا

را در دل آبیاری می‌كند. تعبیر به (رب) اشاره به این است كه هر گاه نام مقدس او را

می بری توجه به نعمتهای بی‌پایان و تربیت مستمر او نسبت به خویش داشته باش.

مراحل ذكر

یكی از مفسران برای ذكر پروردگار مراحلی بیان كرده: مرحله‌ اول ذكر نام او است

كه در آیه مورد بحث به آن اشاره شده. در مرحله بعد نوبت به یاد‌آوری ذات پاك او در

قلب می‌رسد كه در آیه (205) سوره‌ اعراف ذكر شده است.

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَه

پروردگارت را در دل خود از روی تضرع و خوف یاد كن.

سرانجام مرحله سوم فرا می‌رسد در این مرحله از مقام ربوبیت خداوند فراتر می‌رود

و به مقام مجموعه صفات جمال و جلال خدا كه در (الله) جمع است می‌رسد.

چنانكه در آیه 41 سوره‌ احزاب می‌فرماید:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید خدا را بسیار یاد كنید.

و به این ترتیب این ذكر همچنان ادامه می‌یابد و مرحله به مرحله تكامل پیدا می‌كند

و صاحب آن را با خود به اوج كمال می‌رساند.

در دستور دوم می‌فرماید:(دل به خدا ببند و از غیر او قطع امید كن و خالصانه به

عبادتش برخیز) (وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتيل)[1]

معنی تبتل: از ماده بتل (بر وزن حتم) در اصل به معنی انقطاع است به هر حال

(تبتل) آن است كه انسان با تمام قلبش متوجه به خدا گردد و از ما سوی الله

منقطع شود، و اعمالش را فقط به خاطر او بجا آورد و غرق در اخلاص گردد.

در بعضی از روایات از ائمه معصومین نقل شده كه تبتل به معنی بلند كردن دست در

نماز است ولی روشن است كه این در حقیقت بیان یكی از مظاهر اخلاص و انقطاع

الی الله می‌باشد.

به هر حال آن یاد پروردگار و این اخلاص سرمایه عظیم مردان خدا در برنامه سنگین

هدایت خلق است.[2]

نحوه ذكر گفتن

ذكر و یاد پروردگار را به دو قسم كرده یكی درون دل و یكی به زبان و آهسته آنگاه

هر دو قسم را مورد امر قرار داده.

و امّا ذكر به صدای بلند را مورد امر قرار نداده بلكه از آن اعراض كرده و این نه به

خاطر ذكر نبودن آن است، بلكه به خاطر این است كه چنین ذكر گفتنی با ادب

عبودیّت منافات دارد، دلیل این معنا روایتی است كه از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و

آله ـ وارد شده كه در بعضی از جنگهایش با اصحابش طی مسافت می‌كرد تا

رسیدند به بیابانی هولناك و اتفاقاً آن شب شبی تاریك بود. یكی از اصحابش به

صدای بلند تكبیر می‌گفت، حضرت فرمود: آن كسی را كه شما می‌خوانید نه دور

است و نه غایب ـ البتّه ناگفته نماند كه این روایت نقل به معنا شده.

معنای تضرع

تضرع از ضراعت و به معنای تملّق توأم با نوعی خشوع و خضوع است، و خیفه یك

نوع مخصوصی از ترسیدن را گویند، و مراد به آن آن نوعی است كه با ساحت مقدّس

باری تعالی مناسب است، بنابراین در معنای تضرع میل و رغبت به نزدیك شدن به

شخص متضرع الیه خوابیده، و در معنای خیفه پرهیز و ترس و میل به دور شدن از

آن شخص خوابیده پس مقتضای این كه ذكر را توصیف كرد به دو وصف تضرع و خیفه

این است كه آدمی در ذكر گفتنش حالت آن شخصی را داشته باشد كه چیزی را

هم دوست دارد و به این خاطر نزدیكش می‌رود و هم از آن می‌ترسد و از ترس آن به

عقب برگشته و دور می‌شود، و خدای سبحان هر چند خیر محض است، و شرّی در

او نیست، و اگر شرّی به ما می‌رسد از ناحیه خود ما است، و لكن خدای تعالی

ذوالجلال الاكرام است هم اسماء جمال را دارد كه ما و هر چیزی را به تقرّب به

درگاهش دعوت نموده و به سویش جذب می‌كند، و هم دارای اسماء جلال است كه

قاهر بر هر چیز است، و هر چیزی را از او دفع و دور می‌كند، پس ذكر شایسته او

كه دارای همه اسماء حسنی است به همین است كه مطابق با مقتضای همه

اسماءش بوده باشد چه اسماء جمالیه او و چه اسماء ‌جلالیه‌ او (نه این كه تنها بر

طبق اسماء جمالیه‌اش باشد) و این صورت نمی‌گیرد مگر این كه تضرعاً وخیفه ـ رغباً

و رهباً باشد.

ذكر مطلوب

با این بیان روشن می‌شود آن ذكر مطلوبی كه در این آیه به آن امر شده عبارت

است از این كه انسان ساعت به ساعت و دقیقه به دقیقه به یاد پروردگارش باشد،

و اگر احیاناً غفلت و نسیانی دست داد مجدداً مبادرت به ذكر نموده و نگذارد كه

غفلت در دلش مستقر گردد، و در آیه بعدی نیز دلالت بر این معنا هست،‌ و به زودی

خواهد آمد.

پس آنچه كه از آیه استفاده می‌شد استمرار بر ذكر خدا در دل است در حالت تضرع

و خیفه ساعت به ساعت و ذكر به زبان در صبح و شام.[3]

پيام ها      [4]

1- حتّى پيامبر، به ياد خدا و نيايش با او محتاج است. «اذكر اسم ربّك و تبتّل اليه»

2- ربوبيّت خداوند اقتضا دارد كه همواره به ياد او باشيم. «واذكر اسم ربّك»

3- در دستيابى به كمالات، بالاترين درجه را مدّ نظر قرار دهيد. «تبتّل اليه تبتيلاً»

 4- عبادت شبانه و ذكر روزانه، مقدّمه‏اى براى انقطاع كامل به سوى خداوند است.

«تبتّل اليه تبتيلاً»

[1] . تفسیر نمونه ج 25، سوره‌ی مزمل، آیه‌ی 8، ص 177 ـ 178.

[2] . تفسیر نمونه ج 25 ص 179.

[3] . تفسیر المیزان، ج 8، ص 572 ـ 573.

[4] . تفسير نور، سوره مزمل،آيه/8

__________________________________________________

13- تسبيح خدا:

إِنَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ.[1]

آنها كه (در مقام قرب) نزد پروردگار تواند هیچگاه از عبادتش تكبر نمی‌ورزند و او را

تسبیح می‌گویند و برایش سجده می‌كنند. « اعراف ، 206»

این آیه اشاره دارد به این كه نه تنها شما باید در همه حال به یاد خدا باشید،

فرشتگان مقرب پروردگار و آنها كه در مقام قرب نزد پروردگار تواند هیچگاه از عبادت

او تكبر نمی‌ورزند و همواره تسبیح او می‌گویند و ذات پاكش را از آنچه شایسته مقام

او نیست منزه می‌شمارند و در پیشگاه او سجده می‌نمایند « إِنَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا

يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ ».

كلمه‌ (عند ربك) آنها كه نزد پروردگار تواند به معنی قرب مكانی نیست زیرا خداوند

مكانی ندارد بلكه اشاره به قرب مقامی است یعنی آنها با آن همه موقعیت و مقام

باز در بندگی و یاد خدا و سجده و تسبیح كوتاهی ندارند شما هم باید كوتاهی

نكنید. به هنگام تلاوت آیه‌ فوق سجده كردن مستحب است ولی بعضی از اهل

تسنن مانند پیروان ابو حنیفه آن را واجب می‌شمارند.[2]

سجده كردن هنگام تلاوت و شنيدن آيه‏ى فوق، مستحبّ است. در مورد پانزده آيه‏ى

قرآن سجده وارد شده است كه چهار مورد آن واجب است، آيات 15 سجده، 37

فصّلت، 62 نجم و 19 علق و در يازده آيه سجده مستحبّ است، آيات 206 اعراف،

 15 رعد، 48 نحل، 107 اسراء، 58 مريم، 18 و 77 حج، 60 فرقان، 25 نمل، 24 ص و

21 انشقاق.

پيام‏ها:      [3]

1 با عبادت، خود را همرنگ و هماهنگ فرشتگان سازيم. «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ» ... «إِنَّ الَّذِينَ

عِنْدَ رَبِّكَ ...»

2 مستكبر، به مقام قرب الهى نمى‏رسد، «الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ» و مقرّبان

الهى، متواضع و فروتن بوده و تكبّر نمى‏ورزند.

3 ذكر خدا، نمونه‏ى روشن عبادت است. «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ» ... «لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ

عِبادَتِهِ» 4 غفلت از خداوند، بر اثر خودبزرگ‏بينى و استكبار است. «لا تَكُنْ مِنَ

الْغافِلِينَ إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ» 5 راه قرب به خداوند، فروتنى، عبادت و

سجده‏ى خالصانه است. «عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ» ... «وَ لَهُ يَسْجُدُونَ» 6 سجده،

مخصوص خداوند است و مقرّبان اين را باور دارند. «لَهُ يَسْجُدُونَ» (مقدّم شدن «لَهُ»

بر «يَسْجُدُونَ»، نشانه‏ى اختصاص است) 7 به عبادت خود مغرور نشويم، چون

خداوند فرشتگانى دارد كه پيوسته در حال عبادت‏اند. «إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ» ... «. ي

ُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ» 8 ابتدا بايد روحيّه‏ى استكبار را كنار گذاشت، سپس خدا

را تسبيح گفت و در مرحله‏ى سوّم به سجده افتاد. «لا يَسْتَكْبِرُونَ»، «يُسَبِّحُونَهُ»،

«يَسْجُدُونَ» «الحمد لله رب العالمين

[1] . آیه‌ی 206،‌سوره‌ی اعراف، ج 7، ص 69.

[2] . تفسیر نمونه، ج 7، ص 74، 106.

[3]. تفسير نور، ج‏4، ص: 26

__________________________________________________

14- نماز يكي از علائم ايمان:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ

عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (2)

الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3)

أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ (4.

مؤمنان كسانی هستند كه هر گاه خدا نزد آنها یاد شود دلهای آنها می‌ترسد و هر

گاه آیات خدا بر آنها تلاوت شود ایمانشان بیشتر می‌گردد و بر پروردگار خود توكل

می‌كنند، آنان كه نماز را بپا می‌دارند و از آنچه به آنها داده‌ایم انفاق می‌كنند و

مؤمنان حقیقی آنها هستند، برای آنان درجات (فوق العاده‌ای) نزد پروردگارشان

است و برای آنها آمرزش و روزی بی‌نقص و عیب است. «انفال ، 2 و 3 و 4»

در این آیات خداوند به پنج قسمت از صفات برجسته‌ مؤمنان اشاره كرده كه سه

قسمت آن جنبه‌ روحانی و معنوی و باطنی دارد و دو قسمت آن جنبه‌ علمی و

خارجی سه قسمت اول عبارتند از احساس مسئولیت و تكامل ایمان و توكل و دو

قسمت دیگر عبارتند از:(ارتباط با خدا) و (ارتباط و پیوند با خلق خدا).

نخست می‌گوید: مؤمنان تنها كسانی هستند كه هر وقت نام خدا برده شود دلهای

آنها به خاطر احساس مسئولیت در پیشگاهش ترسان می‌گردد

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ

پس از ذكر این سه قسمت از صفات روحانی و نفسانی مؤمنان راستین می‌گوید:

آنها در پرتو احساس مسئولیت و درك عظمت پروردگار و همچنین ایمان فزاینده و

بلند‌نگری توكل از نظر عمل دارای دو پیوند محكمند. پیوند و رابطه‌ نیرومندی با خدا و

پیوند و رابطه‌ نیرومندی با بندگان خدا. آنها كسانی هستند كه نماز را (كه مظهر

رابطه‌ با خداست) برپا می‌دارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم در راه بندگان خدا

انفاق می‌كنند.

الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ

تعبیر به اقامه‌ نماز (به جای خواندن نماز) اشاره به این است كه نه تنها خودشان

نماز می‌خوانند بلكه كاری می‌كنند كه این رابطه‌ محكم با پروردگار همچنان و در

همه جا برپا باشد و تعبیر مما رزقناهم (از آنچه به آنها روزی داده‌ایم) تعبیر وسیعی

است كه تمام سرمایه‌های مادی و معنوی را در بر می‌گیرد. آنها نه تنها از اموالشان

بلكه از علم و دانششان از هوش و فكرشان از موقعیت و نفوذشان و از تمام

مواهبی كه در اختیار دارند در راه بندگان خدا مضایقه نمی‌كنند.

پيام‏ها:   [1]

1 آنكه با شنيدن نداى اذان و آيات الهى بى‏تفاوت باشد، بايد در كمال ايمان خود

شك كند. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ»

 2 ذكر نام خدا از سوى هر كس باشد، در مؤمن اثر مى‏گذارد. «إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ»

 3 ايمان، با عشق و خشيت درونى همراه است. «الْمُؤْمِنُونَ» ... «وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»

 4 ايمان، مراتب و درجاتى دارد و قابل كاهش و افزايش است. «زادَتْهُمْ إِيماناً»

 5 ترسى كه ريشه در جهل داشته باشد بد است، ولى ترسى كه از معرفت

سرچشمه بگيرد پسنديده است. «الْمُؤْمِنُونَ» ... «وَجِلَتْ»

 6 هر آيه‏ى قرآن، حجّت و دليل و نورى است كه مى‏تواند بر ايمان بيفزايد. «إِذا ت

ُلِيَتْ» ... «زادَتْهُمْ إِيماناً»

 7 مؤمن، ميان بيم و اميد است. «الْمُؤْمِنُونَ»، «وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»، «يَتَوَكَّلُونَ»

 8 كسى كه تنها خداوند را ربّ خود مى‏داند، تنها به او توكّل مى‏كند. «عَلى‏ رَبِّهِمْ ي

َتَوَكَّلُونَ»

 9 نشانه‏ى ايمان آن است كه ابتدا دل مؤمن با ياد خدا خشيت پيدا مى‏كند، «وَجِلَتْ

قُلُوبُهُمْ»، سپس با تلاوت و يادآورى آيات الهى، بر ايمانش افزوده مى‏شود، «زادَتْهُمْ إ

ِيماناً» و توكّل بر خدا نموده، «يَتَوَكَّلُونَ» نماز را به پا مى‏دارد، «يُقِيمُونَ» و به ديگران

نيز كمك مى‏نمايد. «يُنْفِقُونَ»

 10 رفتار انسان، برخاسته از انگيزه‏ها، ديدگاه‏ها و اعتقادات اوست. «إِنَّمَا

الْمُؤْمِنُونَ» ... «يُقِيمُونَ» ... «يُنْفِقُونَ»

 11 اسلام، انفاق بخشى از مال و دارايى را لازم دانسته است، نه تمام آن را. «مِمَّا

رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» (يكى از معانى «من»، تبعيض است)

 12 نماز و انفاق مؤمن مقطعى نيست، بلكه مستمرّ و دائمى است. «يُقِيمُونَ» ...

«يُنْفِقُونَ» 13 انفاق، بايد از مال حلال و روزى الهى باشد. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»

 14 مؤمن، دارايى خود را بخشش الهى مى‏داند، نه محصول دسترنج خويش و اين

عقيده، گذشت و انفاق را بر او آسان مى‏كند. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»

پي نوشت :

[1] . تفسير نور، ج‏4، ص: 273و272

__________________________________________________

نماز و عدالت اجتماعي:

قل امر ربّی بالقسط و اقیموا وجوهكم عند كلّ مسجد و ادعوه مخلصین له الدّین

كما بدأكم تعودون.

بگو ای رسول ما پروردگار من شما را به عدل و درستی امر كرده و نیز فرموده كه در

هر عبادت روی به حضرت او آرید و خدا را از سر اخلاص بخوانید كه چنانچه شما را

در اول بیافرید دیگر بار به سویش باز آیید. «اعراف ، 29»

در این آیه به اصول دستورات پروردگار در زمینه‌ وظایف عملی در یك جمله كوتاه

اشاره شده و سپس اصول عقاید دینی یعنی مبدأ و معاد را به طور فشرده بیان

می‌كند نخست می گوید:(ای پیامبر به آنان بگو پروردگار من به عدالت دستور داده

است) (قل امر ربی بالقسط). و می‌دانیم عدالت مفهوم وسیعی دارد كه همه‌

اعمال نیك را دربر می‌گیرد زیرا حقیقت عدالت آن است كه هر چیز را در مورد خود به

كار برند و به جای خود نهند.

گرچه میان عدالت و قسط تفاوتی وجود دارد‌ (عدالت) به این گفته می‌شود كه

انسان حق هر كس را بپردازد و نقطه‌ مقابلش آن است كه ظلم و ستم كند و

حقوق افراد را از آنها دریغ دارد ولی (قسط) مفهومش آن است كه حق كسی را به

دیگری ندهد و به تعبیر دیگر تبعیض روا ندارد و نقطه‌ مقابلش آن است كه حق

كسی را به دیگری دهد.

ولی مفهوم وسیع این دو كلمه مخصوصاً به هنگامی كه جدا از یكدیگر استعمال

می‌شوند تقریباً مساوی است و به معنی رعایت اعتدال در همه چیز و همه كار و

هر چیز را به جای خویش قرار دادن می‌باشد. سپس دستور به یكتاپرستی و مبارزه‌

با هر گونه شرك داده می‌فرماید:توجّه قلب خویش را در هر عبادتی به او كنید و از

ذات پاك او به سوی دیگر منحرف نشوید (و اقیموا وجوهكم عند كل مسجد) او را

بخوانید و دین و آیین خود را خالص و مخصوص او قرار دهید (و ادعوه مخلصین له

الدین) پس از تحكیم پایه‌ توحید توجّه به مسأله‌ معاد و رستاخیز كرده می‌گوید:

همان گونه كه شما را در آغاز آفرید دگربار در قیامت باز می‌گردید (كما بدأكم

تعودون)

مفسران در تفسیر آیه‌ (اقیموا وجوهكم عند كل مسجد) تفسیرهای گوناگونی ذكر

كرده‌اند. گاهی گفته‌اند منظور از آنان توجّه به قبله به هنگام نماز است و گاهی

گفته‌اند منظور شركت در مساجد به هنگام نمازهای روزانه است و گاهی نیز

احتمال داده‌اند كه هدف از آن حضور قلب و نیّت خالص به هنگام عبادت می‌باشد.[1

]

این جمله به حسب ظاهر معطوف است به چیزی كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و

آله ـ باید به مردم برساند برای این كه جمله: پروردگار من امر به میانه‌روی كرده در

حقیقت به منزله این است كه بفرماید: میانه‌رو باشید و بنابراین تقدیر این در جمله

چنین است باید میانه‌رو باشید و روی خود را متوجّه هر مسجد كنید.

وجه هر چیز آن قسمتی است كه با آن با چیزهای دیگر روبرو می‌شود، و اقامه وجه

در هنگام عبادت در یك انسان كامل عبارت از این است كه خود را طوری سازد و آن

چنان حواس خود را تمركز دهد كه امر به عبادت قائم به او شود و او بتواند آن امر را

به طور كامل و شایسته و بدون هیچ نقصی امتثال كند.

ـ پس برگشت اقامه وجه در هنگام عبادت به این است كه انسان در این موقع دلش

چنان مشغول خدا باشد كه از هر چیز دیگری منقطع شود.

 

بنابراین جمله (و اقیموا وجوهكم عند كلّ مسجد) به ضمیمه (و ادعو مخلصین له

الدّین) این معنا را افاده می‌كند كه بر هر عابد واجب است در عبادت خود توجّه را از

غیر عبادت و در بندگی برای خدا توجّه را از غیر خدا منقطع سازد، یكی از چیزهایی

كه غیر خداست همان عبادت اوست، پس عابد نباید به عبادت خود توجّه كند زیرا

عبادت توجّه است نه متوجّه الیه، و توجّه به عبادت معنای عبادت و توجّه به خدا

بودن آن را از بین می‌برد.[2]

[1] . تفسیر نمونه، ج 6، ص 143 ـ 144.

[2] . تفسیر المیزان، ج 8، ص 102.

__________________________________________________

پاداش نماز:

وَ الَّذِينَ‏ يُمَسِّكُونَ‏ بِالْكِتابِ‏ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضِيعُ‏ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ‏

و آنها كه به كتاب (خدا) تمسّك جویند و نماز را برپا دارند (پاداش بزرگی خواهند

داشت زیرا) ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم كرد. «اعراف ، 170»

و این كه می‌بینیم از میان فرمانهای خدا مخصوصاً روی نماز تكیه شده است به

خاطر آن است كه نماز واقعی پیوند انسان را با خدا چنان محكم می‌كند كه در برابر

هركار و هر برنامه او را حاضر و ناظر و مراقب اعمال خویش می‌بیند و این همان

است كه در آیات دیگر از آن تعبیر به تأثیر نماز در دعوت به امر به معروف و نهی از

منكر شده است و ارتباط این موضوع با اصلاح جامعه‌ انسانی روشنتر از آن است كه

نیاز به بیان داشته باشد.[1]

و اگر از میان همه اجزاء دین تنها اقامه نماز را ذكر كرد برای شرافتی بود كه نماز بر

سایر اجزاء دین دارد، چون نماز ركن دین است، به وسیله نماز یاد خدا و خضوع در

برابر او كه جان همه شرایع دینی است حفظ می‌شود.[2]

پیام ها: [3]

1- تلاوت، حفظ، چاپ و نشر كتاب آسمانى، كافى نيست، بلكه بايد به آن عمل كرد

تا نجات‏بخش باشد. «يُمَسِّكُونَ‏» (چنانكه عمل به نسخه‏ى پزشك، تنها راه درمان

است.)

2- در اديان و كتاب‏هاى آسمانى گذشته نيز نماز بوده است. «أَقامُوا الصَّلاةَ»

3- افراد بى‏نماز و جاهل به كتاب خدا، نمى‏توانند مصلح كامل باشند. يُمَسِّكُونَ‏ ب

ِالْكِتابِ‏ ... أَقامُوا الصَّلاةَ ... الْمُصْلِحِينَ‏

4- دين علاوه بر آثار اخروى، در اصلاح زندگى دنيوى نيز نقش دارد. «الْمُصْلِحِينَ‏»

5- اقامه‏ى نماز، وسيله اصلاح جامعه است. «أَقامُوا الصَّلاةَ، الْمُصْلِحِينَ‏» (اقامه

يعنى اهتمام كامل به برپايى نماز در تمام شئون زندگى، نه صرف خواندن نماز)

پی نوشت:

[1] . تفسیر نمونه، ج 6، ص 435 - 436 ـ سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 170.

[2] . المیزان، ج 8 ص 440.

[3]. تفسير نور(10جلدى)   ج‏3   212

مومنان و برپاداشتن نماز:

الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ

همان كسانی كه نماز را برپا می‌دارند و زكات را ادا می‌كنند و به آخرت یقین دارند.

«نمل /3»

در آیه‌ فوق اقامه‌ نماز كه یكی از صفات مؤمنان بوده بیان شده و به این ترتیب، هم

اعتقاد آنها به مبدأ و معاد محكم است و هم پیوندشان با خدا و خلق. بنابراین

اوصاف فوق اشاره‌ای به اعتقاد كامل و برنامه‌ عملی جامع آنهاست. در اینجا این

سؤال پیش می‌آید كه اگر این گروه از مؤمنان هم از نظر مبانی اعتقادی و هم

عملی راه مستقیم را برگزیده‌اند دیگر چه نیازی است كه قرآن برای هدایت آنها

بیاید. ولی با توجه به اینكه هدایت دارای مراحل مختلف است كه هر مرحله

مقدمه‌ای است برای مرحله‌ی بالاتر، پاسخ این سؤال روشن می‌شود.

به علاوه تداوم هدایت خود مسأله‌ی مهمی است و همان چیزی است كه ما شب

و روز در نماز‌های خود با گفتن «اهدنا الصراط المستقیم» از خدا می‌خواهیم كه ما

را در این مسیر ثابت دارد و تداوم بخشد كه بی‌لطف او این تداوم ممكن نیست.[1]

اهمیت نماز

صاحب المیزان می‌فرماید:

مقصود از ذكر نماز و زكات ذكر نمونه‌ای از اعمال صالحه است و اگر از میان اعمال

صالحه این دو را نام برد، چون این دو هر یك در باب خود ركن هستند.

نماز در عبادت‌های راجع به خدای تعالی و زكات در آنچه راجع مردم است،‌و از نظری

دیگر نماز در اعمال بدنی و زكات در اعمال مالی.

ـ اهمیت خاص اقامه نماز و انفاق در میان عبادات است.

ـ تلاش مؤمنان، برای برپایی نماز در جامعه است.

ـ اهمیت خاص یقین به آخرت و نقش مهم در آن در تقوا.

ـ اعمال صالحه وقتی در جای خود قرار می‌گیرد كه توأم با یقین به آخرت باشد زیرا

عمل هر قدر هم صالح باشد با تكذیب آخرت اثرش خنثی و اجرش حبط می‌شود.

پی نوشت:

[1] . تفسیر نمونه، ج 15. ص 396، 397.

 

 

نماز و آئين مستقيم:

وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ

ذلِكَ دينُ الْقَيِّمَةِ :

در حالی كه به آنها دستوری داده نشده بود جز اینكه خدا را پرستش كنند با كمال اخلاص، و از شرك به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند، و زكات را ادا كنند، و این است آئین مستقیم و صحیح و پایدار.«بینه ، آیه‌ی 5»

اهل كتاب و به تبع آنها مشركان را مورد ملامت قرار داده می‌گوید: چرا در این آیین جدید اختلاف كردند، بعضی مؤمن و بعضی كافر شدنددر حالی كه در این آیین دستوری به آنها داده نشده است جز اینكه خدا را پرستش كنند، و عبادت او را از عبادت غیر او خالص سازند، و از هر گونه شرك باز گردند و متمایل به توحید شوند. نماز را برپا دارند و زكات را ادا كنند

سپس می‌افزاید:

و این است آیین مستقیم و پایدار (و ذلك دین القیمه).

در این كه منظور از (و ما امروا)... در اینجا چیست؟ جمعی گفته‌اند منظور این است كه اهل كتاب در آیین خودشان مسأله‌ توحید و نماز و زكات وجود داشته و اینها مسائلی است ثابت، ولی آنها به دستورات نیز وفادار نمانده‌اند.

دیگر اینكه در آیین اسلام دستوری جز توحید خالص و نماز و زكات و مانند آن نیامده،

و اینها اموری هستند شناخته شده چرا از قبول آن سرباز می‌زنند و در پذیرش آن

اختلاف می‌كنند.

معنی دوم نزدیكتر به نظر می‌رسد، زیرا به دنبال آیه‌ قبل كه سخن از اختلاف آنها در

پذیرش آیین جدید می‌گفت مناسب همین است كه (امروا) ناظر به آیین جدید باشد.

از این گذشته معنی اول تنها درباره‌ اهل كتاب صادق است و مشركان را شامل

نمی‌شود در حالی كه معنی دوّم همگان را شامل می‌شود.

منظور از دین چیست؟

منظور از دین كه باید آن را برای خدا خالص كنند به عقیده بعضی از مفسران همان

(عبادت)‌ است، و جمله (الا لیعبدوا الله) كه قبل از آن ذكر شده نیز همین معنی را

تأیید می‌كند.

ولی این احتمال وجود دارد كه منظور مجموعه دین و شریعت باشد، یعنی آنها مأمور

شده بودند كه خدا را پرستش كنند و دین و آیین خود را در تمام جهات خالص

گردانند این معنی با گستردگی مفهوم (دین) سازگارتر است و جمله‌ بعد (و ذلك دین

القیمه) كه دین را به معنی وسیع مطرح كرده همین معنی را تأیید می‌كند.

ولی این احتمال وجود دارد كه منظور مجموعه‌ دین و شریعت باشد، یعنی آنها مأمور

شده بودند كه خدا را پرستش كنند و دین و آیین خود را در تمام جهات خالص

گردانند این معنی با گستردگی مفهوم (دین) سازگارتر است و جمله‌ بعد (وذلك دین

القیمه) كه دین را به معنی وسیع مطرح كرده همین معنی را تأیید می‌كند.

جمله‌ (و ذلك دین القیمه) اشاره به‌ آن است كه این اصول یعنی توحید خالص و نماز

توجه به خالق و زكات (توجه به خلق) از اصول ثابت و پا بر جای همه‌ ادیان است.

بلكه می‌توان گفت اینها در متن فطرت آدمی قرار دارد.[1]

«حُنَفاءَ» جمع «حنيف» به معناى گرايش به حق است، در برابر كلمه «جنيف» كه به معناى گرايش به باطل است.

اگر آيه «ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ» را در كنار آيه «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ» بگذاريم مى‏توان استفاده كرد كه عبادت خالص و بى‏پيرايه و رابطه با خدا (نماز) و كمك به ديگران (زكات)، از امور فطرى هر انسانى است.

1- سليقه‏ها و هوسهاى ديگران متغيّر است. دين پايدار و ثابت، سرسپردگى خالصانه به خداى ثابت است. مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ... ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ

2- ايمان بدون نماز و زكات استوار نيست. «يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ»

4- توحيد و پرستش خالصانه خداوند، عامل وحدت است. وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ... وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ‏

5- پيامبران، مردم را به سوى خدا دعوت مى‏كردند نه خود. «وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ»

6- خالص و بى پيرايه بودن، رمز بقاء است. مُخْلِصِينَ ... ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ

7- فرمان توحيد و نماز و زكات در تمام اديان آسمانى بوده است. وَ ما أُمِرُوا إِلَّا

لِيَعْبُدُوا اللَّهَ .[2]

[1] . تفسیر نمونه، ج 27، ص 203، 204، 205.

[2]. تفسیر نور،(10جلدى)، ج‏10، ص: 556،557.

 

 ادامه دارد 9/7 /90

 

 

 

عناوین موضوعات
  صفحه اولاخبارمعرفی مركزبانك نماز اثارواسرار نمازآداب نمازروايات نمازآيات نمازنماز اولیاء وابرارمناسبتهانماز و خانوادهشیوه‌های دعوتسایت های اسلامیپرسش وپاسخ نمازكتابشناسي نمازداستان هاي نماز اخبار مركزاحكام نمازاشعار نمازمسجدرادیو اینترنتی آموزش نمازگالريدفتر ميهمانانتماس با ماجستجومدیریت
بانك نماز
» كتاب شناسي نماز
» نرم افزار
» مقالات
كتابشناسي نماز
» كتاب شناسي نماز
» كتابشناسی نماز2
» متن كامل تفسير نور به صورت PDF
» حضور قلب در نماز
داستان هاي نماز
» داستان هاي از نماز
» داستان هاي زيبا در باره نماز
» داستانهاى شيرين از نماز شب
» شیرین‌ترین نمازی كه خواندم این است
احكام نماز
» احكام وضو
» احكام تيمّم
» احكام نماز ميّت
» دستور نماز عيد فطر و قربان
اشعار نماز
» وضو
» شعر افعال نماز
» بشتابید -بشتابید ثبت نام شروع شد
» شعر تیمم
رادیو اینترنتی
» رادیو شیعه
» رادیو معارف
» رادیوقران
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
رمز عبور خود را فراموش کرده ايد؟

خبرنامه
  
اشتراک قطع اشتراک
 RSS